سفر قهرمانیِ دو رفیق ناجور

رویای سفر به آبشار بهشت و آوردن اسکلت پرنده ای غول پیکر.
کودکی و جوانی اش را همراه یگانه شریک زندگی اش الی در اندیشه ی سفر بود. اگرچه هر دو آرزوی رفتن به چنین سفری را دارند اما شرایط مالی چنین اجازه ای را به زوج جوان و بعدترها به زوج سالمند نمی دهد. پیش از مرگ الی، شرایط مهیا می شود اما دیگر خیلی دیر شده. (تقریبا مثل همه ی ما).
با مرگ الی هم اکنون کارل ۷۸ساله درحالیکه همواره در چند قدمی این رویا بسر می برده عازم این سفر عجیب، غریب و پرماجرا در خانه ی معلق خود با هزاران بادکنک در هوا می گردد.
دراین بین کودکی کنجکاو بنام راسل بطوراتفاقی هم سفر پیرمرد میگردد و در این سفر پرماجرا یک موجود عجیب و نادر بنام کوین وسگی سخن گو بنام داگ با او همراه می گردند.
آشناست نه!انگار “دوروتی”در سفربه سوی شهر آز البته نه با گردبادی بزرگ دردستان تقدیر طبیعت بلکه اینبار خودخواسته و در فراری رویایی ازهجوم آزمند شرکتهای اقتصادی که به تدریج درحال بلعیدن همه چیز هستند- به هر قیمتی حتی با خلاص شدن از دست کارل کهنسال وفرستادن وی به آسایشگاه-دست به این ماجرا جویی زده است

دوکاراکتر اصلی این انیمیشن با فاصله سنی زیاد همسفر یکدیگرند-کمدی ازنوع کمدی های دو رفیق ناجور- تداعی گر دو جنبه شخصیتند والد و کودک.هردو درسفری اودیسه وار معلق در هوا- هیچ چاره ای نیست از شر راسل نمیشه خلاص شد- هستند کارل باهدف تحقق رویای مشترک باهمسرش که پس از یک دوره بیماری به تازگی مرده وراسل برای بدست اوردن مدال و نصب ان بر سینه اش .کودک درون کارل درراسل به تصویر در می اید که زمانی در رویای آبشار بهشت (یک گشتالت ناتمام در زندگی اش) بود. اکنون حاضر است وهمسفر کارل می باشد حضور راسل پرحرف با سادگی وخرابکاری هایش لذت بخش به نمایش در آمده وفراموش نشدنی است.

حضور ابژکتیو افراد درحیطه میان فردی مان به مرور زمان چنان وابستگی روانی ایجاد می کند که بعد جدایی یا حذف آن جریان زندگی را مختل می نماید پرداختن به مغوله تنهایی درمقابل تعلق به شخصی دیگر وکنار امدن با اندوه ناشی از این فقدان در حیطه فضای روانی درسکانس آغازین انیمیشن جادویی است و با مهارت تمام به نمایش در می آید .اما اینجا کارل در کهنسالی برای تحقق رویای همیشگی اش با به پرواز در اوردن خانه سفر قهرمان را آغاز می کند .سفر نه با ترک خانه که همراه با خود خانه آغاز می شود ! در تمام طول سفر با نمایشی سورئالیستی خانه بادکنک فروش بازنشسته با طناب در دست اوست حاصل زندگی همچون رویا در بیداری بر فراز سر کارل هم پا و هم قدم با اوست. شکوه رنگهای درهم امیخته بادکنک ها به رنگارنگی تمام تجربیات زندگی می ماند واین توده غرق در رنگ انگار روح این خانه است که به بالا حرکت می کند به سوی رستگاری!به سوی (آبشار) بهشت! جالب اینجاست که در صحنه های تعقیب و گریز فیلم وقتی اشیای داخل خانه بیرون پرتاب می شود و خانه بالا می رود در واقع رهایی از وابستگی های دست و پاگیر زندگی کارل تداعی می گرددودرسفر قهرمان درست زمانی که همه چیزقهرمان از دست می رود قهرمان متحول می شود.

داستان شخصیت دیگری نیز دارد چارلز- مکتشفی که سالها الهام بخش کارل بوده- اکنون با گروهی از سگهای دست آموزش که با اختراع دستگاهی سخن می گویند درحالیکه سالها ناپدید شده بوداکنون در آبشاربهشت است و در جستجوی تمام نشدنی اش بدنبال پرنده بزرگ است و خیلی جالب تداعی گرکاپیتان ایهب ظالم است در جستجوی موبی دیک ( گشتالت ناتمام به سان سیاه چاله ای در روان که با هیچ چیز پر نمی گردد).از سوی دیگر چارلزمی تواند خود کارل کودک تنهای صحنه آغازین فیلم میتواند باشد بدون الی درزندگی اش ودر واقع این الی است که به زندگی او معنا بخشیدهاست.

والت دیزنی نامی آشنا برای کودکان جهان از قرن گذشته تا کنون هر سال با نمایش چند انیمیشن کودکان وحتی بزرگسالان را به وجد می اورد .والدینی که به گونه ای با این انیمیشن ها خاطره دارند اغلب فارغ از هر نوع نگرانی با فرزندان خود به تماشای این آثار می پردازند صدالبته با توجه به صرف زمان و هزینه های سر سام آور کمپانی تمام تلاش خود را برای جهان شمول کردن محصولات خود فارغ از هرمرز جغرافیایی و حتی زمانی خاص ادامه داده است .کمپانی بزرگ والت دیزنی با مدیریت باب ایگر (از اعضای هیات مدیره شرکت اپل)با خرید و ادغام کمپانی های دیگر هالیوود همچون پیکسار. مارول.لوکاس فیلم.هولو.تاچ استون .میر امکس وبه تازگی کمپانی قدیمی و معتبر فاکس قرن بیستم درتمام رسانه های سرگرمی قلمروی خود را وسعت بخشیده وبا مالکیت بیش از ۱۵شهربازی به یک سرگرمی ساز عمده در عصر حاضر مبدل شده .

  • والد و کودک، در انیمیشن بالا (UP)
  • نویسندهمحمد فزون کارشناس ارشد روان شناسی بالینی منتقد، تحلیلگر سینما