نقش طبیعت در سلامت، رشد و تعالی کودک

شاید کمتر کسی هنگامی که خاطرات کودکی خود را مرور می کند، تصاویر مشترکی چون بازی سرخوشانه در دامان طبیعت، خانه های حیاط دار و دار و درخت هایشان، خاک بازی، گل بازی و شن بازی لب دریا، آب تنی در رودخانه و جوجه های زرد کوچک و گربه های سر دیوار و … را به یاد نیاورد. همه ی ما در زمان کودکی به جست و جو، کنجکاوی، بازی و شادی در طبیعت یا در کنار عناصری از آن را تجربه کرده ایم و شاید باورتان نشود اگر بگویم این تجارب چقدر در رشد و تعالی هرکدام ما تأثیر داشته است.
بر خلاف خیلی از ما بزرگ ترها که در حیاط خانه ها، ییلاق، محله و … می دویدیم، دوچرخه سواری می کردیم، به کنجکاوی و جست و جو می پرداختیم و شاید بیشتر ساعات روزمان را بیرون از خانه به بازی ها خلاقانه، کشف و تخیّل می گذشت؛ کودک امروز شرایطی بسیار متفاوت را تجربه می کند. در زندگی ماشینی و عصر تکنولوژی، خانه های آپارتمانی کوچک، تلفن های همراه هوشمند، سینماهای خانگی و بازی های کامپیوتری، جای بسیار کمی برای طبیعت باقی مانده است. امروز کودکان در خانه های تنگ آپارتمانی که حتی از دویدن هم محرومند زندگی می کنند؛ با سرویس یا خودروی خانواده هایشان به مهد و مدرسه و انواع کلاس ها می روند؛ در مدرسه روی نیمکت ها و صندلی ها در اتاق های در بسته می نشینند و در حیاط آسفالت مدرسه به جز زنگ ورزش اجازه ی جست و خیز ندارند؛ در خانه بعد از انجام تکالیف سرگرم تماشای تلویزیون می شوند یا مشغول بازی با گوشی های هوشمند، تبلت، لپ تاپ یا کنسول بازی خواهند بود. کمتر کودکی برای بازی از نعمت حیاط بزرگ و همبازی هم سن و سال بهره مند است و شاید تنها امیدشان برای کوچکترین ارتباط با طبیعت و لمس آن، معدود روزهایی است که چند ساعت به بوستان های بازی و پارک ها می روند. گویی کودکان با دیوارها، سیمان ها، قطعات الکترونیک و خودروها محاصره شده اند و دیگر خبری از دویدن های آزادانه، جست و خیزهای سرخوشانه، کنجکاوی و بازی در طبیعت و با عناصر طبیعی نیست. این همان چیزی است که باید ما را نگران کند! شاید بپرسید چرا؟ اکنون چرایش را به شما خواهم گفت!

  • نویسندهسراب احیایی کارشناس ارشد، روان شناسی بالینی